سفارش تبلیغ
صبا ویژن


کارنامه آزمون های جامع : (نسخه قابل چاپ)

نام و نام خانوادگی : فاطمه بابائیان  
رشته تحصیلی : مقطع تحصیلی : دبیرستان
امتیاز و رتبه مندرج در این کارنامه تا تاریخ 1393/12/25 محاسبه شده است.
شماره آزمونعنوان آزمونتاریخ آزمونتوضیحات آزمونتعداد سوالاتتعداد پاسخهای صحیح امتیاز اکتسابی شخصتعداد شرکت کنندگانحداکثر امتیاز کسب شده توسط کاربران حداکثر امتیاز قابل دستیابیرتبه شخص در رشته تحصیلیرتبه شخص در مقطع تحصیلیرتبه کل
46 دومین آزمون آزمایشی ششمین المپیاد دانش آموزی فناوری نانو 1393/12/21   60 24 رد 800 628 562.37 1000 60 56 60
تعداد شرکت کنندگان در مقطع تحصیلی : 4474تعداد شرکت کنندگان در رشته تحصیلی : 7074تعداد کل شرکت کنندگان : 7074
رتبه در مقطع تحصیلی : 56رتبه در رشته تحصیلی : 60رتبه کل : 60





تاریخ : دوشنبه 93/12/25 | 4:30 عصر | نویسنده : | نظرات ()

 

دوشنبه 27 بهمن 1393 20:06:09

 

معمای ارتباط آیت‌الله بروجردی با انیشتین به روایت فرزندش: پروفسور حسابی رابط بود/ از مسلمان شدن انیشتین اطلاعی نداریم


پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله علوی بروجردی با یادگار آیت‌الله العظمی بروجردی (قدس سره) گفت‌وگویی کرده است که متن آن در پی می‌آید:

 

حضرت آیت‌الله علوی بروجردی!‌‌ همان‌گونه که مطلع هستید، اخیراً برخی از خبرگزاری‌ها و پایگاه‌های اطلاع‌رسانی، نامه‌ای از آقای انیشتین به حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی ـ قدس سره ـ منتشر کرده و مطالبی در زمینه ارتباط آن دو با یکدیگر بیان نموده‌اند. از حضرت‌عالی درخواست داریم که اگر در این‌باره اطلاعی دارید، بیان بفرمایید تا پرسش‌های متعددی که در ذهن بسیاری از پژوهشگران پدید آمده و با این پایگاه اطلاع‌رسانی در میان گذاشته‌اند، پاسخ داده شود.

 

لطفاً چگونگی ارتباط حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی (قدس سره) با آقای انیشتین را بیان فرمایید.

 

جناب آقای انیشتین و آیت‌الله العظمی بروجردی با یکدیگر به طور مستقیم ارتباط نداشته‌اند؛ نه آقای انیشتین به ایران آمده و نه آیت‌الله العظمی بروجردی به آمریکا رفته بودند؛ اما یک رابط قوی بین آن دو وجود داشت و آن، آقای پرفسور حسابی بود. ایشان از یک سو شاگرد انیشتین بود و با ایشان ارتباط داشت و از سوی دیگر، از ارادتمندان و علاقه‌مندان به آیت‌الله العظمی بروجردی بود و بسیار خدمت ایشان می‌‌آمد. اینجانب هم، چه در تهران و چه در قم، با دکتر حسابی در ارتباط بودم و خدمت ایشان می‌‌رسیدم.

 

 

حضرت آیت‌الله علوی، آیا قرائن و شواهدی دال بر این ارتباط وجود دارد؟

 

در‌‌ همان ایام ـ حدود 42 سال قبل ـ پیش از آنکه بحث ارتباط آیت‌الله العظمی بروجردی و انیشتین مطرح شود، آقای دکتر حسابی جریانی را در این رابطه برای بنده بیان کردند. ایشان گفتند: «پس از آنکه نظریه نسبیت انیشتین در محافل علمی مطرح شده بود، روزی خدمت آیت‌الله العظمی بروجردی رسیدم. ایشان از من درباره این نظریه توضیح خواستند و بنده هم این نظریه را به طور مبسوط شرح دادم. آیت‌الله العظمی بروجردی سؤالات دقیقی می‌‌پرسیدند و من هم جواب می‌‌دادم. وقتی مطلب تمام شد، به من فرمودند: سلام مرا به آقای انیشتین برسان و بگو شما موفق شدید از فیزیک روزنه‌ای به متافیزیک باز کنید.» آقای پرفسور حسابی دقیقاً همین تعبیر را از آیت‌الله العظمی بروجردی مطرح کردند. این داستان دلالت می‌‌کند که بین انیشتین و آیت‌الله العظمی بروجردی، از طریق دکتر حسابی، ارتباطی ـ هر چند در حد پیغام ـ بوده است؛ اما درباره مسلمان و شیعه شدن آقای انیشتین ـ که بعد‌ها مطرح شد ـ اطلاع دقیق و قابل اثباتی نداریم.

 

انیشتین اگر بیشتر عمر می‌کرد، شاید بسیاری از مسائل را باز می‌‌کرد. امیدواریم دوباره مغز متفکری همچون او شکل بگیرد و کارهای او را دنبال کند و به قول آیت‌الله العظمی بروجردی، از عالم فیزیک به ماورای ماده راه یابد. اگر ماده ورایی داشته باشد، علمِ به ماده نیز باید به ماورای ماده منتهی شود. اساساً شناخت کامل، به آن سوی ماده پر می‌‌کشد. توجه به ماورای ماده، مساله‌ای است که نمی‌توان با یک احتمال کوچک، آن را از انیشتین نفی کرد. چنین رایحه‌ای در بسیاری از دانشمندان بزرگ استشمام می‌‌شود؛ اما اینکه انیشتین در این زمینه به چه مرتبه‌ای رسیده است، باید بررسی و اثبات شود.

 

 

حضرت استاد، لطفاً به منظور روشن‌تر شدن مطلب برای مخاطبان، توضیحات بیشتری ارائه فرمایید.

 

مساله ارتباط بین انیشتین و آیت‌الله العظمی بروجردی، همچون معمایی است. از یک سو نمی‌توان به طور کلی آن را نفی کرد؛ چون می‌دانیم که دست‌کم در حد پیغام‌رسانی از طریق پروفسور حسابی، بین آن دو ارتباط بوده است. همچنین مطالبی که اکنون از قول انیشتین و آیت‌الله العظمی بروجردی نقل می‌‌شود، مطالب بلندی است و کار هر کسی نیست. کسی که به فلسفه و کلام اسلامی آشنایی داشته باشد، متوجه این نکته می‌شود.

 

از سوی دیگر، دلایل کافی و اثبات‌کننده در این‌باره موجود نیست و نمی‌توان صرفاً به قراین موجود بسنده کرد. انیشتین شخصیت بزرگی است و جدا از مسلمان یا یهودی بودن، متعلق به بشریت است. آیت‌الله العظمی بروجردی نیز شخصیت بسیار بزرگی است. از این‌رو، وقتی چنین مطالبی درباره این شخصیت‌ها مطرح می‌شود، باید با ادله قوی سخن گفت. ما به دنبال این ادله هستیم؛ اما آنچه تا کنون ارائه شده، قرائن ناقصی هستند که نتیجه قاطعی را اثبات نمی‌کنند.

 

1. اثبات‌ناپذیری

 

الف) نیافتن نامه‌های ادعاشده: ما در مجموعه آثار آیت‌الله العظمی بروجردی هیچ نامه‌ای به آقای انیشتین، یا پاسخی به نامه ایشان نیافته‌ایم. البته این به مفهوم انکار اصل مساله نیست؛ زیرا بیشتر نامه‌های ایشان هم‌اکنون موجود نیست؛ مانند نامه‌هایی که بین ایشان و شیخ محمود شلتوت، رییس دانشگاه الازهر مصر تبادل شده است که هیچ کدام اکنون در اختیار ما نیست. درباره انیشتین نیز هیچ نامه‌ای پیدا نشده است؛ با این حال، نه می‌توان اصل نامه‌نگاری بین آن دو را رد کرد و نه می‌توان آن را اثبات کرد.

 

ب) عدم شناخت دقیق درباره افراد و نهادهای مدعی: به دلیل وجود شخصیتی همچون پرفسور حسابی در این جریان، ما این مساله را نفی نمی‌کنیم؛ اما چون درباره افراد و مجموعه‌هایی که این مساله را مطرح کرده‌اند، شناخت دقیقی نداریم و به افراد اصلی مطرح در این موضوع دست نیافته‌ایم، آن را اثبات هم نمی‌کنیم. برای مثال، گفته شده است که آقای دکتر مهدوی نامه‌ای با دست خط انیشتین به آیت‌الله العظمی بروجردی یافته است. ما بسیار تلاش کردیم که ایشان یا بستگانش را پیدا کنیم که تاکنون موفق نشده‌ایم. ممکن است که چنین نوشته‌ای منسوب به انیشتین، وجود داشته باشد و ممکن است نباشد.

 

ج) در اختیار نبودن شاهدان ماجرا: بیشتر افرادی که با آیت‌الله العظمی بروجردی به طور نزدیک ارتباط داشتند، مانند آیت‌الله سلطانی و آیت‌الله حاج شیخ علی صافی، از دنیا رفته‌اند و تنها آیت‌الله العظمی حاج شیخ لطف‌الله صافی باقی مانده‌اند که ایشان هم چیز زیادی در خاطر ندارند؛ چنان که اظهار می‌‌کردند حتی آمدن دکتر حسابی نزد آیت‌الله العظمی بروجردی را هم به یاد نمی‌آورند. البته گفتنی است که آیت‌الله العظمی بروجردی دیدارهای خود را رسانه‌ای نمی‌کردند و همه از ملاقات‌های ایشان با شخصیت‌ها و سیاستمداران باخبر نمی‌شدند. حتی برخی از اطرافیان از ایشان می‌‌خواستند که نتیجه دیدارهای خود را اعلام کنند تا مردم از خدماتشان آگاه شوند؛ اما ایشان ضرورتی برای این کار نمی‌دیدند. بنابراین درباره مکاتبات ایشان با انیشتین نیز طبیعی است که بسیاری از نزدیکان ایشان اطلاعی نداشته باشند. بنده خدمت آیت‌الله العظمی صافی و دیگر بزرگان رفتم و در این‌باره صحبت کردم. اطلاعات ایشان هم بیش از این نیست. به هر حال، تمام افرادی که می‌توانستند در این زمینه گره‌گشا باشند، به ویژه دکتر حسابی، از دنیا رفته‌اند و در دسترس نیستند.

 

2. انکارناپذیری

 

الف) شخصیت جامع انیشتین: بنده در حالات انیشتین مطالعه کرده‌ام. ایشان شخصیت جامعی بوده است و تفکرش تنها به فیزیک محدود نبود؛ بلکه در زمینه موضوعات دیگر، از جمله فلسفه و کلام اسلامی نیز مطالعاتی داشته است. از این‌رو، کلمات و پرسش و پاسخ‌هایی که در این جریان از قول انیشتین مطرح شده است، امر بعیدی به نظر نمی‌رسد؛ چنان که آیت‌الله العظمی صافی نیز می‌‌فرمودند: مطالبی که مطرح شده است، خیلی بلند است و نمی‌‌شود از غیر آقای العظمی بروجردی و انیشتین صادر شده باشد. در نوشته‌هایی که به انیشتین نسبت داده شده است، ایشان فردی به نظر می‌آید که هم به فلسفه مسلط است، هم کلام اسلامی را خوب می‌فهمد و هم با سخنان اخباری‌‌‌ها و مکتب آن‌ها و علامه مجلسی و دیگران آشناست. از این‌رو، به راحتی نمی‌توان ادعا کرد که کسی این گفت‌وگو و پرسش و پاسخ را ساخته و پرداخته باشد.

 

ب) ارتباط گسترده آیت‌الله العظمی بروجردی با شخصیت‌های علمی معاصر: آیت‌الله العظمی بروجردی با طیف گسترده‌ای از اساتید و حتی برخی از سیاستمداران بازنشسته مرتبط بودند؛ مانند تقی‌زاده که به آیت‌الله العظمی بروجردی ابراز علاقه می‌کرد و دیدارهایی نیز با ایشان داشت. بدیع‌الزمان فروزانفر نیز با ایشان در ارتباط بود. من از خود ایشان شنیدم که گفتند: روزی خدمت آیت‌الله العظمی بروجردی رسیدیم و عرض کردیم: «ما به این نتیجه رسیده‌ایم که شیعه از زمان امام صادق ـ‌علیه‌السلام‌ـ آغاز شده است». ایشان که تا پیش از این جمله آرام نشسته بودند، ناگهان برافروخته شدند و طرز نشستن خود را عوض کردند و فرمودند: «من از شما تعجب می‌‌کنم. شما چرا این حرف را می‌‌زنید؟» آن‌گاه ایشان شروع کردند برای اثبات اینکه شیعه از زمان رسول خدا ـ‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله ‌ـ شروع شده است. حدود دو ساعت توضیح دادند؛ روایت خواندند و شاهد آوردند. پس از آنکه سخنانشان تمام شد، عرض کردم: «مطالب ارزنده‌ای بود؛ کاش این مطالب را می‌نوشتید.» ایشان فرمودند: «در مقدمات جامع احادیث شیعه این مطالب را نوشته‌ام.» بنابراین، آیت‌الله بروجردی در زمینه ارتباط با اندیشمندان معاصر خود و مکاتبه و مباحثه با ایشان اهتمام داشتند و بعید نیست که با انیشتین نیز مرتبط بوده باشند.

 

ج) شخصیت جامع آیت‌الله العظمی بروجردی: آیت‌الله بروجردی از یک شخصیت جامع علمی برخوردار بودند. ایشان شاگرد جهانگیرخان قشقایی و آخوند ملامحمد کاشی بود و تمام مراتب فلسفه و عرفان را گذرانده بودند. ایشان افزون بر تسلط بر فقه و اصول، یک فیلسوف نیز به شمار می‌رفتند. در زمینه حدیث نیز کار کرده و بر تفسیر آیات بسیار مسلط بودند. ایشان بر اساس همین غنای علمی خود، با بسیاری از شخصیت‌های علمی مکاتبه و گفت‌وگوهایی داشته‌اند و پاسخ‌های مبسوطی به بسیاری از پرسش‌ها ارائه می‌کردند. از این‌رو هیچ بُعدی ندارد که با انیشتین نیز مکاتباتی داشته باشند. این مساله قابل تکذیب نیست و ثبوتاً ممکن است؛ هرچند اثباتاً نمی‌توان دلیلی بر آن ارائه کرد.

 

 

حضرت استاد در پایان، اگر نکاتی در این زمینه دارید، لطفاً بیان فرمایید.

 

1. اگر نامه آیت‌الله العظمی بروجردی به انیشتین و یا نامه انیشتین به ایشان پیدا شود، این مشکل نیز حل خواهد شد. این امر قابل پیگیری است. هیچ بعدی ندارد که بین این دو شخصیت، رفاقتی بوده و نامه‌نگاری‌های صورت گرفته باشد. آیت‌الله العظمی بروجردی شخصیت بسیار پرحوصله‌ای داشتند و کسی بودند که با وجود گرفتاری‌‌ها و مشکلات بسیار، ساعت‌های زیادی برای پاسخ به نامه‌ای وقت می‌گذاشتند. ایشان انیشتین را می‌شناختند و اهمیت کار را تشخیص می‌دادند. از این‌رو ممکن است که ایشان با انیشتین وارد مباحث جزئی شوند و به بحث بپردازند. درخواست ما این است که در مقام اثبات این امر، بیشتر کار شود؛ یعنی دست خط انیشتین دیده شود.

 

2. معمولاً نامه‌های آیت‌الله العظمی بروجردی، به فارسی یا عربی نوشته می‌‌شدند. بنابراین در صورت صحت این نامه‌نگاری‌ها، به یک مترجم نیاز می‌بود که احتمالاً خود دکتر حسابی این نقش را بر عهده داشتند؛ چون این نامه‌‌ها پست نمی‌شدند و از طریق دکتر حسابی به انیشتین می‌رسیدند. در نتیجه، نقش دکتر حسابی در حل این معما بسیار زیاد است. از این‌رو باید با بستگان ایشان ارتباط یافت و پیگیری کرد که آیا در کتابخانه شخصی ایشان، آثاری در این زمینه هست یا خیر.

 

3. با توجه به اینکه یک طرف این داستان، آیت‌الله العظمی بروجردی است، بنده از کسانی که می‌توانند در این زمینه راهگشا باشند، می‌خواهم که ما را در حل این معما یاری کنند. اگر کسی واقعاً چنین نامه‌ای از انیشتین را یافته است، ما را در جریان قرار دهد. البته نباید این قضیه را سیاسی کرد. اینکه آقای حمیدرضا پهلوی این کتاب را خریده است، یا دیگری، در جای خود قابل تحسین است؛ اما نباید با نگاه سیاسی به آن نگریست. ما باید این کتاب را به دنیا عرضه کنیم. بنده اعلام می‌کنم که ما حاضریم خودمان به هر جایی که لازم است برویم و افراد و متخصصانی را که در این زمینه آگاهی دارند، از نزدیک ببینیم و با آن‌ها مذاکره کنیم. این مساله برای ما مهم است که ثابت شود معارف ما، حتی در جامعه علمی وزین و سنگینی در سطح انیشتین مخاطب دارد.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

سه شنبه 19 اردیبهشت 1391  16:42





تاریخ : دوشنبه 93/11/27 | 11:34 صبح | نویسنده : | نظرات ()

همه جا کفر و دروغ همه جا ظلم و ستم

چهره مــردم شـهــر هــمــگــی آیــه غــم

الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله

قــصـرها قــصـر بلا حاکمش تشنه خون

مــردم شهـر فقیر هـمـه در بـنـد و زبون

حقشان قسمت گـرگ فرششان خاک زمین

هــمـه در رنـج و عذاب حـاکـمـش کاخ نشین

الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله

در جـواب یــک نــدا خلقی آمد به خروش

گفت هان ای زن و مرد جــامــه رزم بپوش

روز قیام است و جهاد کشتن دیو بد نهاد

رسالت محمد است هر دو جهان هر دو بهار

خلق بیدار شدند همه آماده جنگ

سینه‌ها مثل سپر جلوی تیر و تفنگ

الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله

هـمـه آمــاده رزم بی هراس از غم نان

نقش بست روی زمین خون هر پیر و جوان

روز قیام است و جهاد کشتن دیو بد نهاد

رسالت محمد است هر دو جهان هر دو بهار

کاخ ابلیس زمان گشت ویران و خراب

آرزوهای محال همه شد نقش بر آب

الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله

کز آزادی خلق شد قیام زن و مرد

نه مسلسل نه تفنگ چاره کار نکرد

رمز پیروزی خلق عزم چون آهن و گرز

دین خون شهدا همه بر گردن ماست

الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله

با داغ آشکار، زبیداد بى‏شمار

در ذهن باغ، زخم تبر، مانده یادگار

هر شاخه‏اى جدا شود آنجا زپیکرى

جوش جوانه سر زند از جاى دیگرى

در باغ اگر زخم تبر، خارى اوفتد

زخمى که موریانه زند، کارى اوفتد

اى نخل سایه گستر پر بار انقلاب

اى در هجوم خصم خدا یار انقلاب

زخم تبر به جان تو هر چند نارواست

اما هراس ما همه از موریانه‏ هاست

همه جا کفر و دروغ همه جا ظلم و ستم

چهره مــردم شـهــر هــمــگــی آیــه غــم

الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله

قــصـرها قــصـر بلا حاکمش تشنه خون

مــردم شهـر فقیر هـمـه در بـنـد و زبون

حقشان قسمت گـرگ فرششان خاک زمین

هــمـه در رنـج و عذاب حـاکـمـش کاخ نشین

الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله

در جـواب یــک نــدا خلقی آمد به خروش

گفت هان ای زن و مرد جــامــه رزم بپوش

روز قیام است و جهاد کشتن دیو بد نهاد

رسالت محمد است هر دو جهان هر دو بهار

خلق بیدار شدند همه آماده جنگ

سینه‌ها مثل سپر جلوی تیر و تفنگ

الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله

هـمـه آمــاده رزم بی هراس از غم نان

نقش بست روی زمین خون هر پیر و جوان

روز قیام است و جهاد کشتن دیو بد نهاد

رسالت محمد است هر دو جهان هر دو بهار

کاخ ابلیس زمان گشت ویران و خراب

آرزوهای محال همه شد نقش بر آب

الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله

کز آزادی خلق شد قیام زن و مرد

نه مسلسل نه تفنگ چاره کار نکرد

رمز پیروزی خلق عزم چون آهن و گرز

دین خون شهدا همه بر گردن ماست

الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله

با داغ آشکار، زبیداد بى‏شمار

در ذهن باغ، زخم تبر، مانده یادگار

هر شاخه‏اى جدا شود آنجا زپیکرى

جوش جوانه سر زند از جاى دیگرى

در باغ اگر زخم تبر، خارى اوفتد

زخمى که موریانه زند، کارى اوفتد

اى نخل سایه گستر پر بار انقلاب

اى در هجوم خصم خدا یار انقلاب

زخم تبر به جان تو هر چند نارواست

اما هراس ما همه از موریانه‏ هاست






تاریخ : دوشنبه 93/11/13 | 9:27 عصر | نویسنده : | نظرات ()

در این خاک زرخیز ایرانزمین                          
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان
همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما
که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان
چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟
خرد را فکندیم این سان زکار
نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟
به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر
نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت
از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد
چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم
بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن
اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است
بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم






تاریخ : دوشنبه 93/11/13 | 9:26 عصر | نویسنده : | نظرات ()

فیلم/ لحظه ورود امام خمینی(س) به میهن






تاریخ : یکشنبه 93/11/12 | 5:5 عصر | نویسنده : | نظرات ()
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • سایت حسین